تبليغاتX
Mostafa.shutdown

Mostafa.shutdown

امروز اولین روز از ادامه عمر من است .....

شاهکاری به سختی سنگ

1

2

3

4

end

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 20:45  توسط مصطفی  | 

چند دقیقه ای پای حرف درختا!

یه روز که تو فکر عمیقی فرو رفته بودم ، در حالی که لازم بود برای گرفتن مدرک یه دوره عکاسی ، چند تا کار عملی به استادم ارائه می دادم.تو فکر بودم که یه دفعه یادم افتاد به یه درخت کج ، داخل یکی از کوچه های شهر. با عجله به راه افتادم.توی راه به خودم می گفتم:حتما باید چند تا عکس بگیرم که نشون بده درختها هم حرف می زنند و بعضی وقتا یه چیزایی به آدم می فهمونن.یکی سلام میکنه ، یکی عصبانیه و خلاصه هر کدوم یه حالت و یه وضعیتی داره.خوب مثل این که رسیدیم.این شما و اینم این درختای سخنگو.بعد که خوب عکسا رو دیدید ، اگه فهمیدید حرف دل درختا رو ، به منم بگید:

بدون عناونعکس شماره ۱

 

بدون عنوانعکس شماره ۲

 

بدون عنوانعکس شماره۳

 

بدون عنوانعکس شماره۴

 

بدون عنوانعکس شماره۵

امیدوارم حرفای این درختای بی زبون رو فهمیده باشید.اگه فهمیدید داخل نظرات ، بنویسید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 23:11  توسط مصطفی  | 

نگاهی از داخل ماشین به سمت بیرون ، البته کوتاه!

داخل ماشین نشسته بودم و در حال گوش کردن به یه موسیقی آروم و خلاصه تو خودم بودم.که یک دفعه نگام افتاد به شیشه ای که سمت راننده ماشینه.بی اختیار دوربین رو در آوردم و چند تا عکس با عجله از اون شیشه و البته از نکاتی که در بیرون اون و یا پشت اون شیشه وجود داشت ، گرفتم. حالا هم برای شما گذاشتم که شاید براتون جالب باشه. من که امیدوارم.و امیدوار به این که حداقل یه نظر دربارشون بدید:

اختیاری

اختیاری

اختیاری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 12:20  توسط مصطفی  |